مقدمه:

يکي از بلاهاي خانمان سوز که آفتي بر پيکر جوامع بشري است مسئله موادمخدر و اعتياد مي باشد که قدرت تفکر، خلاقيت، توان، کوشش و سازندگي را از انسان ها گرفته و بنيان خانواده و اعتقاد و باورهاي ديني آنها را در معرض نابودي و از هم پاشيدگي قرار داده است و متأسفانه روز به روز، رو به گسترش است.

کمتر کشوري است که مهمترين و يا يکي از عمده مشکلاتش، مسئله موادمخدر و اعتياد نباشد.هر ساله مبالغ هنگفتي، صرف مبارزه با آن مي گردد ولي همچنان رقم باندهاي قاچاق موادمخدر و تعداد معتادان افزايش مي يابد و سازندگي ها رو به سوزندگي،     توانايي ها رو به ناتواني و ثروت ها رو به انهدام و نابودي مي رود و ميکده خيالي معتاد نيز به ماتمکده هاي سرد مبدل مي گردد.صاحب نظران و عالمان متعهد ترديدي ندارند که حل اين معضل اجتماعي نيازمند مبارزه اي مستمر و همه جانبه از ابعاد نظامي، انتظامي و سياسي تا تلاش هاي اقتصادي و فرهنگي مي باشد و نيز از ديد انديشمندان پنهان نيست که از ميان انواع مبارزه، ريشه اي ترين تلاش در راه مقابله با اين پديده شوم که بتواند جامعه را در مسير پيشگيري از اين آفت، واکسينه کند پرداختن به فعاليت فرهنگي در زمينه هاي گوناگون اعتقادي، فکري، هنري، تبليغي و غيره است و تلاش بي وقفه فرهنگي است که تضمين کننده بهره دهي فعاليت ساير بخش ها مي باشد. نکته مهم در کيفيت تقابل فرهنگي با مشکل موادمخدر، توجه به ويژگي هاي فرهنگي هر جامعه، بالاخص در بعد عقايد مذهبي  با توجه به نقش مهم و اساسي مذهب در زندگي انسان ها  مي باشد. جوامعي که اکثر افراد آن از مردم مسلمان و معتقدان به احکام شريعت اسلام تشکيل يافته است، برعهده دست اندرکاران مسائل فرهنگي عالمان و انديشمندان اين جوامع است که با تبيين معارف، اخلاقيات، آرمان ها و احکام اين دين مبين، جامعه را از ورطه مفاسدي چون موادمخدر باز دارند ووظيفه و تکليف شرعي و الهي هر فرد را در اين باره مشخص نمايند، تا اين که آحاد جامعه و ارگان هاي مختلف باتوجه به نظر شرع و قانون الهي به وظيفه خود مبادرت ورزند.بنابراين يکي از گام هاي بلند در امر مبارزه با موادمخدر، پژوهش در زمينه حکم فقهي و روشن شدن تکليف شرعي است. اما از آنجا که براي درک معناي داده شده به وقايع از سوي افراد در حال کنش و واکنش، نخست بايد متن اجتماعي محيط بر کنش و واکنش ها را تفسير کرد.

طرح تحقيق:

            مسئله اعتياد به مواد مخدر يك معضل عمدة اجتماعي است كه علاوه بر عوارض جسمي و رواني براي فرد سلامت جامعه را از نظر اجتماعي ، سياسي و فرهنگي مورد تهديد قرار مي دهد.

            اگر اعتياد را اتكاء غير عادي و لزوم استفاده از انواع تركيبات كه به نحوي سبب تغيير حالات و كيفيات فردي مي شود و اعتياد وضعيت وابستگي داشتن كه به آمادگيهاي عميق فرد در زمينة عاطفي تكيه دارد كه مي توانيم حتّي وابستگي به مصرف سيگار را نوعي اعتياد تلقي كنيم كه سيگار زمينه و مقدمه روي آوردن به اعتيادات ديگر است در اين مورد اين سئوال پيش مي آيد كه مواد مخدر تا چه اندازه اثر تخريبي بر خانواده و وضعيت تحصيلي دانش آموزان دارد؟

            موضوع اعتياد در خانواده و تأثير آن بر وضعيت تحصيلي فرزندان مي باشد با اين فرضيه كه اگر بعضي از والدين اعتياد نداشتند وضعيت استواري خانواده بهتر مي بود و افت تحصيلي اينگونه فرزندان آنان از بين مي رفت.لذا نگارنده در اين بررسي تقويت اعضاي خانواده اي كه داراي والدين معتاد مي باشند خصوصاً دانش آموزاني كه در اين خانواده هستند تا افت تحصيلي آنان از بين برود و بايد و بايد مبارزه اصولي با مسئله خانمانسوز اعتياد در جامعه،برنامه ها، طرحهاي مناسبي تهيه و به مورد اجرا گذاشته شود تا دانش آموزان عزيز كه آينده سازان جامعة اسلامي ما هستند مصونيت بيشتري در مقابل عوامل آسيب زا كه يكي از نقشه هاي شوم دشمنان اسلام و نظام هستند را در جامعه پيدا كنند و بتوانند استعدادهاي بالقوه خود را شكوفا كنند و براي كشور اسلامي ما نيرويي مفيد و مؤثر باشند.

 

            به عنوان نمونه در خود كشور امريكا توسط سازمان مبارزه با سرطان مطالعه اي روي جوانان 19-13 ساله انجام گرفته  و نتايج آن نشان مي دهد كه جوانان معتاد به سيگار بي قرار ، مشوق ، بد اخلاق هستند.همچنين فردي كه در سنين 19-13 سالگي كشيدن سيگار را شروع مي كند به احتمال 70% زودتر از ساير افراد مي ميمرد.سيگار كشيدن علت عمدة ابتلا به سرطان ريه است.همچنين ثابت شده است كه كشيدن سيگار موجب افزايش ضربان قلب و فشار خون مي شود. معتادان به سيگار بيش از ساير افراد به زخمهاي معده و روده گرفتار مي شوند.در خانواده هايي كه والدين آنها سيگار مي كشند تعداد فرزندان معتاد به سيگار بيشتر است.

            از آنجا كه جوانان دانش آموز قشر عظيمي از جمعيت كشور است و براساس گزارشهاي دريافتي از مناطق مختلف كشور مصرف سيگار توسط افراد ناباب در حال رواج بين جوانان اسن و اين مسئله به عنوان يك آسيب اجتماعي سلامت دانش آموزان را مورد تهديد قرار مي دهد كه خود هشداري به مسئولان اجتماعي و دست اندركاران تعليم و تربيت است.زيرا بنابر عقيدة متخصصان و كارشناسان بهداشت جهاني استعمال دخانيات بزرگترين عامل منحصر به فردي است كه سلامت جامعه را به خطر مي اندازد و به بهداشت فردي و عمومي و مصالح انساني ضرر مي رساند.

            پيشگيري از بروز يك آسيب اجتماعي و مبارزه با آفتهايي كه سلامت را به مخاطره مي اندازد.مستلزم درك و شناخت صحيح از مسئله اعتياد است و نظر به اينكه وزارت محترم آموزش و پرورش عهده دار تعليم و تربيت دانش آموزان كشور است و اين جوانان نيروهاي مستعد بالقوه اي هستند كه سرمايه هاي عظيم مملكت محسوب مي شوند.پيشگيري از گرايش جوانان دانش آموز به مصرف سيگار و مبارزه با اعتياد آنان نسبت به اين مادة مضر را يكي از محدوديتهاي فعاليت خود مي دانند .بنابراين با توجه به وضعيت و گستردگي قابل توجه گرايش دانش آموزان به سيگار بررسي كم و كيف اين مسئله با روشهاي علمي مسئله اي است كه در اين بررسي به آن پرداخته مي شود و ميزان تأثير هر يك از عوامل فردي، اجتماعي ، خانوادگي، مذهبي، رواني و عصبي و ... در ميزان نقش هر يك از عوامل ياد شده در سوق دادن دانش آموزان و يا بازداري و منع آنها از گرايش به سيگار مسئولان فرهنگي و برنامه ريزان را در اجراي سياستهاي پيشگيري و بروز مشكلات مربوطه ياري مي دهد

موضوع تحقيق:

            به راستي معتاد كيست؟ چرا برخي به اعتياد روي مي آوردند؟چه عواملي خود را فرار از آنچه كه حقيق مي نامند، مهيا مي كند؟پاسخ به سؤالات شايد براي محققان و متخصصان مشكل ترين بخش از مسائل اعتياد باشد، گر چه امروز علت اعتياد تا حدودي روشن شده است.امام هنوز نمي توان گفت شخص A وقتي در موقعيت B قرار مي گيرد، تحت تأثير عوامل X و Y و Z   اجباراً به اعتياد روي مي آورد،زيرا شخص  A در همان شرايط معتاد نگرديده است البته شايد دليل اصلي اين باشد كه شخص A و A'  داراي زمينه هاي شخصيتي متفاوت و هر دو اداراك يكسان از محيط ندارند اعتقاد كلي بر اين است كه افراد با استفاده از مواد مخدر در نتيجة تأثير مجموعه عواملي مانند زمينه هاي شخصيتي، تأثيرات خانوادگي و اجتماعي به وجود مي آيد.

            محققان از مدتها قبل براي درك مسئلة اعتياد به بررسي و كند و كاو پرداخته اند و به طبقه بنديهاي دست يافته اند.ولي هيچ يك از اين طبقه بنديها، اطلاعاتي در مورد فرد معتاد و علل گرايش او به اعتياد را نشان نمي دهد.تا چندي پيش براي فهم انگيزه هاي اعتياد سعي بر اين بود كه شخصيت فرد معتاد را در يكي از طبقات بيماريهاي رواني جاي دهند.بدين طريق برخي متخصصان  از  نوروز يا پسيكوز اعتيادي سخن به ميان آورده ند.اما تعدادي ديگر با اين نظريه به دليل اينكه « فرم مخصوص رواني كه بتوان آن را اعتياد ناميد وجود ندارد.» مخالفت كردند.

            "لو"  مي نويسد: {من در تحقيقاتم شخصيتي كه مختص معتاد باشد نيافتم اما رفتارهايي ديدم كه مي توان آنها را رفتارهاي اعتياد ناميده كه مي توانند در محدودة نوروز، پسيكوزباشند.}

 

            معتادان را در دو گروه خاص جاي مي دهد:

گروه اول: معتاداني هستند كه مشخصات بيماريهاي رواني (نوروز پسيكوز يا پسيكوپتي) را در آنها بدون هيچونه ابهام مي توان مشاهده كرد.اما نمي توان گفت زمينة اختلالات رواني قبل از استفاده مواد مخدر در آنها وجود نداشته و اگر به مصرف اقدام نمي كردند اختلالات رواني بروز نمي كرد.

            گروه دوم: معتاداني هستند كه آنها معتادان فرهنگي ، اجتماعي مي نامند.اين افراد معمولاً سازش خوبي با اجتماع دارند و عموماً فاقد هرگونه علائم بيماري رواني              مي باشند " اوگورليان" معتقد است كه اصولاً دانستن اين موضوع كه قبل از اعتياد رواني فرد از نوع نوروز ، پسيكوز و يا غيره بوده به ما كمك بسيار كمي در روشن شدن مسئله مي كند.لاكن در هر صورت ما اين طبقه بنديها را مي توانيم در مورد تمامي افراد بشر انجام دهيم.

            وي مي افزايد: وقتي فردي معتاد به بيمارستان رواني هدايت شد فوراً يكي از اتيكت هاي مختلف رواني را به او مي چسبانند.در غير اينصورت وجود معتاد در بيمارستان رواني بي معني مي گردد و رفتارش غير قابل فهم شده باعث بالا رفتن اضطراب روانپزشك و روانشناس معالج مي گردد.ناگفته نماند كه اين بيمارستانها و متخصصان براي درمان بحرانهاي ناشي از مصرف مواد مخدر نه تنها مؤثر بلكه بسيار لازمند.

            تحقيقات انجام شده يا آزمونهاي رواني و شخصيتي بر روي افراد معتاد و يا افراد مصرف كنندة مواد نشان مي دهد كه معتادان به مشتقات ترياك اغلب داراي خصوصياتي چون نارسائي ، عدم احساس امنيت و بالاخره تمايل به خود محوري هستند.اكثر محققان معتقدند كه معتادان از اختلالات شخصيتي رنج مي برند و از نظر مكتب روانكاري ، در اينگونه افراد رفتارهاي ناآگاهانه اي براي خود تخريبي ظاهر مي گردد.

            مصرف مواد مخدر بيشتر در جوانان و نوجوانان  بوجود مي آيد كه اختلافات بين والدين،طلاق،مرگ پدر يا مادر، اعتياد والدين و كمبود هاي عاطفي در خانواده هاي آنها متداول است.

            مصرف مواد مخدر تمايل نوجونان را براي فرار از مسائل حقيقي زندگي و مشكلات ، كه سازش با اجتماع براي او را در پي دارد، فراهم مي سازد.

            اغلب كسانيكه از نظر خانوادگي با هم شباهت زيادي دارند،به صورت گروههايي دور هم جمع شده و سعي مي كنند ارتباط خود با ديگران را به حداقل برسانند در اين گروهها ،نوجوانان به ناهنجاريهاي زيادي رو مي آورند و در برخي از موارد، حدي براي رفتارهاي ضد اجتماعي وجود ندارد و مصرف مواد تنها يكي از انحرافات رفتاري به شمار مي رود در پايان نگارنده  در صدد بررسي تأثير اعتياد بر خانواده و بر وضعيت تربيت، روحيه تحصيلي فرزندان مي باشد كه از خداوند منان توفيق خواهيم گرفت.

بيان مسئله:

            مسئله اعتياد در جهان امروز از مسائل مهم اجتماعي است كه در بيشتر كشورها به صورت مشكل همده اي براي دولتها جلوه مي كند، جامعه شناسان ، روانشناسان ، پزشكان و ديگر كارشناسان و نيز سازمانهاي مختلف براي پيشگيري و مبارزه با اعتياد طرحها و برنامه هاي مختلفي را مورد اجرا مي گذارند تا سلامت افراد و بهداشت عمومي جامعه را حفظ كند و از هدر رفتن نيروهاي انساني جلوگيري نمايند.

            از جمله مواد مخدري كه عده اي زياد از مردم، بويژه جوانان را به دام خود گرفتار كرده و از يك سو باعث خسارات جسمي و رواني گشته و از سوي ديگر متلاشي شدن خانواده ها را موجب شده است عبارتند از: ترياك ، مرفين، هروئين، حشيش ، متادون، انواع قرصهاي مخدر،ال،اس،دي( مواد توهم زاي اسيد لسيد جيك) ، سيگار و ...

            گر چه سيگار در بين مواد مخدر به ظاهر كم ارزش ترين ماده اي است كه به خاطر سهولت تهيه، در دسترس عموم افراد است و قُبح اجتماعي براي مصرف آن نيز بسيار اندك و ناچيز است و به همين خاطر ، مردم بويژه جوانان به آساني به مصرف سيگار روي مي آورند و به كشيدن سيگار عادت مي كنند،اما با توجه به تحقيقات انجام شده همين مادة تخدير كننده افراد را در مقابل بيماريهايي مثل ناراحتي ريوي، تصلب شراين، ناراحتي گوارشي ، انواع سرطان و ... شديداً خلع سلاح مي كند و به همين خاطر در  D.S.MIII


[1]  كه در سال 1980 منتشر و طبق معيارهاي بين المللي به طبقه بندي بيماريهاي رواني پرداخته ، مصرف سيگار را يكي از زير مجموعه هاي اعتياد به مواد مخدر دانسته است.

            با گذشت زمان روز به روز بر تعداد سيگاريها افزوده مي شود، در آمريكا 44 ميليون سيگاري وجود دارد.در بعضي از قسمتهاي شوروي 75 درصد مردها و 49 درصد زنها سيگاري هستند.مصرف سرانه سيگار تنها در امريكا از 50 عدد در آغز قرن به 4200 عدد در سال 1968 رسيد.اكنون تعداد قربانيان سيگار تنها در امريكا به سيصد هزار نفر در سال مي رسد، ميزان مرگ و مير در بين كساني كه روزانه بيش از يك پاكت سيگار   مي كشند هفت برابر غير سيگاريهاست و مرگ و مير ناشي از سيگار پنج برابر تصادفات اتومبيل است.[2]

            از آنجايي كه علاوه بر ضررهاي جسمي و رواني اعتياد به سيگار زمينه و مقدمة روي آوردن به اعتيادات ديگر است و به طور كلي سيگار چراغ سبزي براي مصرف ساير مواد مخدر محسوب مي شود و نيز به لحاظ شرايط جسمي و رواني، جوانان بيشتر از گروههاي سني ديگر در معرض ابتلاء به سيگار هستند و نظر به اينكه وزارت آموزش و پرورش عهده دار تعليم و تربيت سالم نوجوانان و جوانان كشور است و بنابر گزارشهاي دريافتي از مناطق آموزش و پرورش سراسر كشور مصرف سيگار در ميان برخي از دانش آموزان شيوع پيدا كرده و مسائل و مشكلاتي را سبب گشته است، واحد تحقيقاتي مجلة رشد معلم وابسته به سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي بر ان شد كه وضعيت دانش آموزان دبيرستاني را نسبت به مسائل و مصارف سيگار مشخص كند كه نگارنده چند مسئله آن را دنبال و پي گيري و تحقيق مي نمايد:

ý    موارد مخدر تا اندازه ي  اثر تخريبي بر خانواده وضعيت تحصيلي دانش آموزان دارد.

ý    علل و عوامل گرايش افراد به سيگار چيست؟

 

هدف از نوشتن تحقيق:

            هدف اساسي در اين تحقيق بدست آوردن اطلاعات دقيق از كميت و كيفيت گرايش و ابتلاي دانش آموزان دبيرستاني به مصرف سيگار و پيدا كردن عوامل مؤثر در اين مورد است تا بر مبناي داده هاي پژوهش ، شناخت بيشتر و دقيق تري در اين باره حاصل شود و براي پيشگيري از شيوع گرايش و اعتياد به مصرف سيگار در گروه سني مورد مطالعه و در عين حال مبارزة اصولي با اعتياد دانش آموزان به مصرف سيگار ،             برنامه ها و طرح هاي مناسبي تهيه و به مورد اجرا گذاشته شود تا دانش آموزان عزيز كه آينده سازان جامعه هستند ، مصونيت بيشتري در مقابل آن عامل بيماري زا پيدا كنند و بتوانند استعداد هاي بالقوة خود را شكوفا كنند و براي كشور نيرو هاي مفيد و مؤثري باشند و نيز از سوي ديگر اين جوانان كه سرمايه هاي پر ارزش جامعه و اميد هاي آينده كشور هستند در آينده نه چندان دور بار سنگين ادارة مملكت را بر عهده خواهند گرفت . فلذا هدايت و تقويت نيروهاي بالقوة آنان به سوي سازندگي و رشد ، مستلزم حفظ بهداشت جسمي و رواني و بالا بردن سطح آگاهي آنان در مسير كمال است تا بتوانند موانع حركت را از پيش پاي خود بردارند و نيرو هاي مفيد و كارا براي جامعه باشند.

آموزش و پرورش كه عهده دار تعليم و تربيت فرزندان كشور است وظيفه دارد كه موانع تعليم و تربيت را از سر راه جوانان دانش آموز بردارد و زمينه را براي رشد و شكوفايي استعداد هاي آنها فراهم سازد.

تعاريف عملياتي :

اعتياد: عبارت است از حالتي كه استعمال مداوم مواد مخدر در فرد ايجاد مي كند كه مضر به حال شخص و اجتماع مي باشد و خصوصيات آن عبارت است از وجود تمناي بدست آوردن به هر طريق ممكنه، وجود علاقة مفرط و شديد و گرايش به ازدياد ميزان مصرف مواد مخدر.

معتاد(Addict): عبارت از شخصي كه در نتيجة مصرف متمادي دارو در بدن وي حالت مقاومت اكتسابي ايجاد شده به قسمي كه استعمال مكرر آن موجب كاسته شدن تدريجي اثرات دارو ميگردد. كه پس از مدتي فرد معتاد مقدار بيشتري را مصرف            مي نمايد  و در صورتي كه مواد به بدن وي نرسد ،اختلالات رواني و فيزيكي حاصل               مي گردد.

خانواده: به تعدادي از اعضاي كمتري از يك جامعه اطلاق مي گردد كه عبارت از پدر و مادر و برادر و خواهر كه با همديگر زندگي مشترك دارند و در غم و شادي همديگر شريكند.  

روش نوشتن تحقيق:

چون موضوع بررسي نگارنده در رابطه با اعتياد مواد مخدر در خانواده ها و وضعيت تحصيلي فرزندان اينگونه خانواده ها مي باشد. لذا رفتن به مدارس و تهيه پرسشنامه و مصاحبه بيشتر به آبرو و حيثيت دانش آموزان مربوط مي باشد و همچنين باعث مكدر شدن روحيه آنان مي گردد لذا فقط به روش تحقيق كتابخانه و مشاهدهاي اكتفا شده است و آن چيزهايي كه تا كنون مشاهده و ملاحظه شده ،تحقيقي راگرد آوري كرده تا مورد استفاد واقع گرد%